سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
5
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى)
گرفتارىهاى اهل بيت گرامش اثرى از خويش به يادگار نگذارى چه كار كردى و كجا دين خود را به صاحب شرع اداء نمودهاى . . . . بارى اين ستيز با نفس مدّتها ادامه داشت تا بالاخره فضل و فيض الهى كه هميشه شامل حال اين بىبضاعت بوده و هست دامنهاش گستردهتر شد شبى از شبها جناب آقاى حاج سيّد فخر الدّين جواهريان مدير محترم انتشارات پيام حق كه از سادات محترم و معزّز و موفّق هستند در مجلسى با حقير مأنوس بوده و از هردرى سخن با ايشان به ميان آمد ، در اثناء گفتگو ايشان پيشنهاد كردند اگر كتابى در زمينه مقتل حضرت سيّد الشهداء سلام اللّه عليه حقير به رشته تأليف درآورم ايشان با معيّت همكار و هميار محترمشان فاضل گرانمايه جناب آقاى حاج محمّد جاسبى اقدام به طبع و نشر خواهند نمود و در اين راستا اصرار زياد نموده و داعى حقير را تشديد و تقويت نمودند ديگر درنگ را برخود جايز ندانسته و با تمام موانع و شواغل به مقابله و مبارزه پرداخته و با كاهش دادن برخى از اشتغالات خويشتن را ملزم به تأليف كتاب مزبور نمودم و به حمد الله و المنّة الطاف كريمانه سلطان سرير وفا حضرت خامس آل عبا شامل حال حقير شد و در زمانى بسيار كوتاه توانستم احوالات آن حضرت و وقايع پرملال خروج آن جناب از مدينه به طرف مكّه و از مكّه به جانب كربلاء و حوادث ناگوارى كه در اين سرزمين پربلاء اتّفاق افتاد و دلهاى تمام دوستداران آن حضرت را به درد آورد و قلبها را جريحهدار نمود و نيز اتّفاقاتى كه بعد از شهادت آن سرور براى آل اللّه و اهل بيت محترم آن جناب در طول به اسيرى بردنشان از كربلاء به جانب كوفه خراب و از آنجا به شام تار و مراجعتشان از شام به مدينه طيّبه روى داد كه هيچ جنبندهاى و جاندارى تاب تحمّل ذرّهاى از آن خروارها را نداشت به رشتهء تحرير درآوردم و آن را موسوم به « از مدينه تا مدينه » نمودم . البتّه براى دستيابى به چنين تأليفى از بسيارى مؤلّفات علماء و مكتوبات ارباب قلم استفادههاى شايان و چشمگيرى بردم و در اين فيض عظمى و اجر جليل ايشان را